چگونه خود و جامعه را تغییر دهیم؟

چگونه خود و جامعه را تغییر دهیم؟

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

زندگی انسان مؤمن فی حد ذاته زندگی انقلابی‌ست؛ یعنی برنتافتن شرایط عصری خود. یک انقلابی، مأمور به تحول در عصر خود است. به فرموده‌ی شهید آوینی «کسانی که مأمور به تحول در عصر خود هستند، اگر از قواعد عصر خود پیروی کنند، هیچ تحولی رخ نخواهد داد.» پس برای انقلاب و واژگون‌سازی برخی سازوکارهای جامعه، نباید قواعد موجود را بربتابیم.

تحول‌پذیری مهم‌ترین قابلیت موجود زنده است.
پدیده‌ای زنده است که می‌تواند متحول بشود. اگر یک موجود نتواند دگردیسی و تحول یابد، او مرده است. انسانِ زنده تحول‌پذیر است. به فرموده‌ی امام علی(ع): «هرکس دو روزش یکسان باشد، مغبون است…» هر روز از زندگی شرایط و اقتضائات دیگری نسبت به دیروز و فردای خود دارد؛ اگر امروز، هم‌چون دیروز عمل کنیم، دچار خسران و زیان هستیم.

تحول، یک گزاره‌ی درونی است. این واژه‌ی عربی معادلی در زبان فارسی ندارد اما نزدیک‌ترین مفهوم به آن «دیگرچونی» است. زمانی که می‌پرسیم: «در چه حالی هستی؟» نزدیک‌ترین پرسش فارسی به آن «چونی؟» است، پاسخ می‌‌دهیم «این‌چنین» یا «آن‌چنان» است. چگونگی حال یک کسی، بیان‌گر تحول درونی اوست. «ذات تحول، درونی بودن آن است.» انسان زمانی زنده است که بتواند حال و احوال خود را مدیریت کند؛ نخست، فهرستی از انگاره‌ها و معیارهایی که بیان‌گر حال خوب یا حال بد هستند را جمع‌آوری کرده به‌گونه‌ای که هر فرد در هر لحظه از شبانه‌روز بتواند حال خود را با آن معیارها ارزیابی کرده و بسنجد. دوم آن‌که احوالِ خود را به حالی نیکو و احسن تبدیل کند.

چونانی که شب و روز رقم می‌خورد، قلب انسان نیز منقلب می‌شود.

امام صادق(ع) در روایتی که آن را به دعای تحویل سال می‌شناسیم، تدبیر شب و روز را از آن خدا می‌دانند. تحول در انسان، همانند چرخش زمین به دور خورشید است به این صورت که قلب انسان، حول نور حقیقت می‌چرخد؛ در این حالت «احسن الحال» زمانی است که نور ایمان، از منشأ خورشید حقیقت به قلب ما تابیده می‌شود و ما در حالت روز به‌سر می‌بریم. زمانی که قلب ما برگشت و پشت به خورشید حقیقت کرد، ظلماتِ شب بر ما حاکم می‌شود در این صورت احوالِ انسان بد است و او در کفر به سر می‌برد.

تدبیر لیل و نهار، آیت انقلاب در قلب است. « یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار… » اگر قلب ما بیمار بود: «فی قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا» گویی در شب به سر می‌بریم. ظلمات بر ما چیره می‌شود؛ چشمان‌مان بسته است و چیزی را نمی‌بینیم. اما وقتی مجدداً نور ایمان تابیده می‌شود، چشمان‌مان باز می‌شود و می‌توانیم ببینیم؛ روز بر قلب ما حاکم می‌شود. به این ترتیب معیار حال خوب، یا حال بد در قرآن کریم، نور و ظلمات است.

استاد حسن عباسی
برگرفته از دو جلسه ۱۹۶ کلبه کرامت با موضوع «روی‌کرد تحول‌مدار» و جلسه‌ی ۴۰۶ با موضوع «جامعه‌شناسی تغییر»

@hasanabbasi_students